با شور فراوان نسبت به خواننده الاسی کاستللو، اولییس هر شنبه در ایستگاه بنزین در میان بیابان کار میکند تا برای تحصیل هواشناسیاش پول درآورد. خجالتی و رنجور از ایستایی وقتی با موقعیت درگیری روبهرو میشود به جرات پاسخ نمیدهد به پیش نواختههای ماری که در سمت دیگر خیابان زندگی میکند. همزمان آنتون و میرک دو خلافکار انگلیسیاند که همه ایستگاههای بنزین محله را در جستوجوی غنیمتی پنهان در توالتها میگردند.