Keriz
زولفو و زولفیّه با هم ازدواج میکنند. با این حال، عباس، دایی زولفو که سعی دارد از طریق بهدستآوردن داراییِ زولفو، رابطهٔ زوج را از بین ببرد، تلاش میکند زوج را از هم بپاشاند. عباس دروغ دربارهٔ زولفیّه پخش میکند. او زولفو را ترغیب میکند همسرش را بکشد. در نهایت، زولفیّه بهطور مخفیانه با خانوادهاش به استانبول نقل مکان میکند. زولفو برای کشتن زولفیّه به استانبول میرود که تحت تأثیر القای داییاش است. با این حال، وقتی در زمین پدر زولفیّه معادن کشف میشود، تمام نقشهها تغییر خواهند کرد.