Harte Brötchen
فیلم نانچغیِ بیرون
کریستا و تئو ژربک سال هاست در منطقه رور کیوسک کوچکی را اداره می کنند با موفقیت نسبی. اگرچه تئو با کریستا بحث می کند اما در محله بین دوستانش محبوب است و اعتبار می دهد. پس از شرط بندی بر درآمد فروشگاه بر روی ترک، تئو ناگهان از سکته قلبی می میرد. کریستا باید کار با وام داران را به تنهایی اداره کند، اما مادرش هانا و دو دخترش دانی و سونیا کمکی نمی کنند. تنها نور امید آموزگار و پرنده باز اوج می گیرد که از طریق تلویزیون به زندگی او ورود می کند و تئو نیز با نقش فرشتگی او را یاری می کند.