خط داستانی
مهندسِ ارشدِ کشتی، ولنتین کروچوک، فرزندش را به کوبان میآورد تا با عمهاش و همسرش در جنوب آرام بگیرد. در شب، بر سر میز با اهل روستا به اختلاف میپردازد که تنها او میتواند دویست تن نان را پودر کند. در هیجان، او تفریح را رها میکند و در کارگاهِ برداشت باقی میماند تا ثابت کند در میدانِ نبردِ حقیقیِ جنگجو است — حتی اگر تنها باشد