خط داستانی
نعیمه با مادربزرگ ناتنی خود زندگی میکند، که رقصندهای است که عاشق پول است. وقتی نعیمه با خواننده اسماعیل جابر آشنا میشود و عاشق او میشود، مادربزرگ ناتنی به ازدواج آنها اعتراض میکند، زیرا خواننده فاقد شرایط لازم برای کسب درآمد است. او نعیمه را به مرد ثروتمند شعبان میدهد، که به نعیمه آزار میرساند، بنابراین او فرار میکند.