خط داستانی
توماسو با استفانیا ملاقات میکند. آنها از یکدیگر خوششان میآید، عاشق هم میشوند و ازدواج میکنند. یک کودک نیز به دنیا میآید. همه چیز خیلی خوب شروع شد، به خوبی پیش رفت، سپس به آرامی و به تدریج تا بحران. به نظر میرسید غیرممکن است، اما عشق، که واقعاً محکم به نظر میرسید، شاید از هم پاشیده شد و حتی به نفرت تبدیل شد. چه کسی میداند آیا هنوز زمانی برای اصلاح وجود دارد. ولون، که قبلاً جینا بود، سعی میکند یک بازیگر واقعی باشد. یک آزمون دعوت لازم است.