خط داستانی
نه داوطلب شروع به حفاری یک تونل از طریق زمینهای کوهستانی ناهموار میکنند. این گروه شامل سه معدنچی است. دیگران از نقاط مختلف کشور به دلایل متفاوت آمدهاند. با آمدن زمستان، طوفانی جاده را غیرقابل عبور میکند و کامیون حامل تأمینکنندهها به موقع به آنها نمیرسد. با تنها صد متر حفاری باقیمانده، تونل فروریخته میشود. همه از محل ساخت و ساز خارج میشوند، به جز دمیان کمونیست. در شهر، آنها در معدن ثبتنام میکنند و قرار است در دو روز آینده کار را آغاز کنند. در طول این دو روز، یکی یکی از احساس شرم برای ترک تونل غرق میشوند و در نهایت به دمیان برمیگردند تا کارشان را با وجود تمام مشکلات به پایان برسانند.