خط داستانی
پیپو در میان خرابه ای قدم میزند و شوالیه ای را که به مدت پانصد سال خوابیده بیدار میکند پیپو این شوالیه را دوباره با عشق بزرگش که برای او مدت طولانی در انتظار بوده است، متحد میکند پیپو آنها را از دست دیگه دور و کیور دور نگه میدارد که نقشههایی متفاوت برای آنها دارند پیپو آنها را به جادوگر مییاردو میبرد جایی که باید شوالیه و معشوقهاش را به گذشته برگردانند زیرا همانجا آیندهٔ آنان قرار دارد