روز اول
Dag 1
مخلوطی از عقبنشینی شهری و هرج و مرج قریبالوقوع؛ اما مردی در راه شهر است. او به یک مصاحبه کاری میرود، عصبی است و به خود میگوید: «متأسفم که دیر کردم… متأسفم که دیر کردم».