داستان درباره پونیه که با یک آهنِ جوشکاری برامدگی در بیخود می سوزاند و چند روز قبل از ازدواج با ماتی فرِکادل به بیمارستان می افتد. این نخستین باری است که در یک رشته فاجعه ها و سوء تفاهم ها اتفاق می افتد که موجب خنده های شدید دلیر می شود. پدر پونی، فریکادل می گوید: پسر از درب جلویی خانه بیرون می رود و همین حالا در گلوله راه افتاده است!
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.