دختر راننده
Şoförün Kızı
مالک کارخانه، آیهان، از سبک زندگی برادرش اکرم بسیار ناراضی است. بنابراین تصمیم میگیرد که اکرم را به راه راست هدایت کند. او معتقد است که آرزو، دختر رانندهاش که عاشق اکرم است، میتواند این کار را انجام دهد. او توافقی میکند و آرزو را به ازمیر میفرستد. در آنجا، آرزو آموزشهای لازم برای ادغام در جامعه مرفه را دریافت میکند. پس از بازگشت به استانبول، اکرم سعی میکند طبق برنامه با آرزو باشد. اما در حالی که آرزو و آیهان سعی در تغییر اکرم دارند، آنها به یکدیگر عاشق میشوند.