لویی و پدرش در راه بازگشت به خانه هستند. پدر استادِ منقل است، اما این به معنای خنده لویی نیست. گاه پدر به طور بیجا عصبانی میشود و به کسانی که شایسته نیستند ضربه میزند و این نیز باعث خندهٔ لویی نمیشود. اما پدر عاشق است. او میداند چگونه لویی را آرام کند وقتی او به شدت ناراحت است. و با ترانهای از نیاگارا میتواند کودک خود را آرام کند. پدر اخیراً بیدقت تر شده و تمیز نیست و کابوسهای وحشتآمیز دارد. لویی وقتی دختری کوچک استیکر را برای او میخواهد رد میکند، ناگهان به گریه میافتد. مشکل لویی و پدرش چیست؟ نویسنده گای بلینگر
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.