کتی مکلافلین آرزو دارد در مزرعه اسبسواری خانوادگیاش در کوهستان کار کند، اگرچه پدرش اصرار دارد که او مدرسه شبانهروزی را تمام کند. کتی یک مستانگ را در تپههای نزدیک مزرعهاش پیدا میکند. دختر 16 ساله سرسخت سپس تصمیم میگیرد یک مستانگ را رام کند و به پدرش ثابت کند که میتواند مزرعه را اداره کند. اما وقتی فاجعهای رخ میدهد، تمام عشق و قدرتی که خانواده میتواند جمع کند، برای بازگرداندن امید لازم خواهد بود.