فای دختری است که به طور رمزآلودی با عدد «شش» پیوند دارد که به بداقبالی او مرتبط است. شب قبل از تولد بیست و چهارم او دوستانش برای جشن میآیند. اونگ یکی از دوستان که علم طالعبینی دارد ستارهٔ مار را در آسمان مییابد که در فصل بارانی به ندرت پدید میآید. این علامت بدبختی است که ممکن است جانشان را بگیرد، اما خان اصرار دارد که این حرف بیمعنی است و میخواهد حقیقت را ثابت کند. بر اساس باور خان، همهٔ شش دوست به عمارت مخفی میروند که شایعه شده در آنجا شش تابوت وجود دارد. با اتفاقات فراطبیعی روبهرو میشوند که با ترسشان همراه است