مگدالنا باید در مراسم فارغ التحصیلی خودش شیشه ها را بشوید رو دیوید که به او عشق دارد باید حضور او را تحمل کند جولیان باید هیچ کاری انجام ندهد اما اجازه می دهد مادرش از او مراقبت کند آنان با یک آرزو متحدند: یافتن مسیر خود در زندگی که با نبود راهنمایی و با میدان خانوادگی که با همه سازش هایش و آرمان های از دست رفته و رها بودن است به آسانی نیست