داستان زن جوانی از ورشو به نام ایونا که دو فرزند دارد و در یک سوپرمارکت کار میکند. او با شوهر بیکار در یک آپارتمان زندگی میکند و همواره تنگدستی میشود که موجب بحثهای فراوان و تخریب رابطهشان میشود. روزی ایونا پیشنهاد بسیار خوبی از دوست قدیمیاش، ووجک، دریافت میکند تا به لندن برود و زندگی تازهای آغاز کند