خط داستانی
در روستای رتنگری با نام گارگی جوان ویٔل گارگی که با مادرش ارثی زندگی نسبتاً مرفه دارد، به پونه پونا میرود تا در خوابگاه ثبت نام کند. او با هماتاقی مضطرب روبهرو میشود؛ مرد ثروتمند موهان راناته میخواهد با او صحبت کند؛ از راهنمایی نگهدارندهاش سخره میکند تا با را ببینند؛ از استاد مشهور پاندیت اونکارناث درس رقص و آواز بیاموزد؛ همچنین باید به خانه برگردد تا با حقیقت زندگی مادرش که راز زندگی پنهانی دارد و پدرش که هنوز زنده است روبهرو شود