زمانی که پسر کامیل در یک تصادف رانندگی کشته میشود، این فقدان ویرانگر برای مادر عاطفی شکننده بیش از حد طاقتفرسا میشود. اکنون که به شدت به هر یادآوری از پسری که به شدت به او نزدیک بود، چنگ میزند، کامیل به طور فزایندهای به فران - جوانی که نه تنها بهترین دوست فرزندش بود، بلکه مسئول تصادف تراژیکی که جان او را گرفت نیز بود، متمرکز میشود. در ابتدا، فران به پیشرفتهای کامیل پاسخ مثبت میدهد. اما به زودی رابطه رسواییآور این دو باعث میشود بسیاری از دوستان کامیل از زن به طور فزایندهای ناپایدار فاصله بگیرند. بعداً، وقتی که وسواس کامیل نسبت به فران تهدیدآمیز میشود، رابطه بین مادر داغدار و معشوقی که احساس گناه میکند، رنگ و بوی نگرانکنندهای به خود میگیرد.