خط داستانی
در حین یک سفر تفریحی با چراغهای خاموش، دو مرد به یک مرد دیگر که یک کیف پر از پول حمل میکرد، برخورد کرده و او را میکشند. این دو مرد تصمیم میگیرند پول را برداشته و بدن را در یک دریاچه بیندازند و پول را در یک تپه زغال دفن کنند. صبح روز بعد، پلیس بدن یک دختر 12 ساله نابینای ربوده شده به نام ملودی را در یک انبار نزدیک محل تصادف پیدا میکند. آنها متوجه میشوند که رباینده شاهد پدر دختر بوده که پول را به او میآورد و همچنین تصادف و دزدی پول را دیده است.