خط داستانی
افسر پلیس افسرده و الکلی با گذشتهای دردناک به اجبار به مهمانخانهای در ارتفاعات خیس و سرد ایالت هیماچال پرادش فرستاده میشود تا قتل دختری ۱۷ ساله را بررسی کند. حادثه به عنوان حمله گرگ گزارش میشود اما قتلی است. دختر با شلیک به سر کشته و با گرگها خورده شده است. همه ساکنان پنجگانه مهمانخانه مظنون هستند و هر کدام دارای یک دلیلی هستند. به هول و هراس داڵجیت، این پرونده برای او به کشفیات تازهای میانجامد که باید با سلامت ضعیف و ترک اعتیاد به الکل مبارزه کند تا قاتل را پیش از دیر شدن پیدا کند. تنها امیدی وجود دارد و آن شاهد واحد — خود دختر کشته شده.