خط داستانی
کاساندرا که هنوز در شوک اخراج از آپارتمان خواهرش است، به شدت و سریع عاشق ناتان، یک دیجی محلی میشود. پس از یک رابطه عاشقانه پرشتاب، او را متقاعد میکند تا شغلش را رها کند و از او میخواهد که در کلابش برقصد. با افزایش کنترل اجباری ناتان و تاریکتر شدن خواستههایش، او به زودی کاساندرا را از دوستان و خانواده جدا میکند. او که سردرگم و مستأصل است، باید بفهمد چگونه دیگری را از همان سرنوشت نجات دهد و تصمیم بگیرد که آزادی خودش چه ارزشی دارد.