آنتونیو برای مراسم تشییع جنازه مادرش به پرتغال بازمیگردد و مجبور است از پدرش که بر اثر سکته مغزی ناتوان شده، مراقبت کند. پدرش که یک دریاسالار سابق خشن است، دوران کودکی او را به کابوس تبدیل کرده بود. آنتونیو تا زمانی که بتواند مکانی برای نگهداری از پدرش پیدا کند، مجبور است با شبپرههای دوران کودکی خود روبرو شود.