خط داستانی
وقتی پسر کوچک جیرکا نواک و همکلاسی اش زخمی در مسیر سفر شادی از سنتا کلا در شهر شرکت می کنند او نمی داند که چگونه اتفاقی مهم در زندگی اش در این شب اتفاق خواهد افتاد داستان پسر ده سالۀ ای است که ناگهان پدربزرگش را می یابد که پدر و مادرش برای همیشه از هم جدا شده بودند او به لطیف ترین شکل به loneliness می پردازد و راهی برای بازگرداندن پدربزرگ به خانواده می یابد.