خط داستانی
لیا (بیست و هشت ساله) در مغازه جواهرفروشی آقای یوکای کار میکند و میداند که او در خانهٔ مرموزش یک الماس ارزشمند نگه میدارد. برای کمک به خواهر بیمارش، تصمیم به دزدی از آن میگیرد و از دوستش خوان (بیست و هفت ساله) برای کمک میخواهد
یو ۱۳
لیا (بیست و هشت ساله) در مغازه جواهرفروشی آقای یوکای کار میکند و میداند که او در خانهٔ مرموزش یک الماس ارزشمند نگه میدارد. برای کمک به خواهر بیمارش، تصمیم به دزدی از آن میگیرد و از دوستش خوان (بیست و هفت ساله) برای کمک میخواهد