خط داستانی
روابط میآیند و میروند، اما برای لئو اینطور نبود که هرگز ساده باشد. نه اینکه به کسی وسوسه شود، بلکه احساس از دست دادن و بیقدرتی وقتی که آنها میروند. او احساس میکرد هرگاه بهترین بخش وجودش را میدهد، آنها خواهند رفت، اما به نحوی گابریلا میماند. شاید به خاطر این بود که او خطرناک بود، شاید به این دلیل که به او یاد داده چگونه کشتن را بیاموزد؛ اما به نظر لئو به این برمیگردد که او یاد داده چگونه قدرت را به دست آورد و به دست آوردن آن.