خط داستانی
مایکل لیس، که از دنیای مدرن ناامید شده است، با برخی تجهیزات بقا، متون مذهبی و یک دوربین به جنگل دومینیکا میرود. "چرا انسان هرگز جنگل را ترک کرد؟ و چه چیزی برای یک زندگی خوب مناسب است؟" درست زمانی که او شروع به عادت کردن به زندگی جدیدش میکند، طوفان غیرمنتظره؛ طوفان هریکن ماریا، یکی از ده طوفان قویترین طوفانهای آتلانتیک در تاریخ، به طور مستقیم به زمین مینشیند. مایکل در یک کلبه از برگ نخل و بامبو در فضای باز گرفتار میشود. با ویرانی کشور، تخریب جنگل و قطع خدمات ضروری در سراسر جزیره، کل کشور اکنون باید به یک شیوه زندگی گذشته بازگردد اگر بخواهد زنده بماند.