خط داستانی
یک جاسوس فدرال که در خطوط کنفدراسیون فعالیت میکند، با هالی کوبرن، دختری زیبا از جنوب، آشنا میشود و عاشق او میشود. جاسوس وارد زندگی اجتماعی میشود. در یک مهمانی باغ دوباره هالی را ملاقات میکند و آنها بیشتر با هم آشنا میشوند. به تدریج آشنایی آنها به عشق تبدیل میشود. هالی به طور ناخواسته جاسوس را به اردوگاه کنفدراسیون میبرد تا اطلاعات مورد نیاز را به دست آورد. اما به او مشکوک میشوند و در تلاشش برای ورود به اردوگاه به تنهایی در شب، توسط یکی از نگهبانان کشف و دستگیر میشود. با این حال، او توضیح منطقی برای حضورش در اردوگاه ارائه میدهد و اجازه مییابد که برود. در حین خروج، جاسوس به طور ناخودآگاه یک سلام نظامی میدهد و فرمانده با نگرانی به او نگاه میکند و احساس میکند که او آنچه ادعا میکند نیست. هالی به ستاد نظامی احضار میشود و به او گفته میشود که معشوقش به عنوان یک جاسوس مشکوک است.