خط داستانی
پس از کشته شدن تصادفی پدر تندخویش به نفع مادرش، وکی از مدان به جاکارتا فرار می کند با برادر اوتیستیک اش را آرا. برای گذران زندگی در جاکار تا، وکی به عنوان ترنسهست کار می کند و هر شب او را به کلوپ می برد و در یکی از گوشه های اتاق پنهان می کند. روزی آرا شاهد قتلی می شود که توسط هاریو پسر یکی از مقامات صورت می پذیرد. هاریو و دوستانش به دنبال خاموش کردن زبان آرا هستند تا از رفتن او به پلیس جلوگیری کنند. برای نجات جان برادرش، وکی با پنهان شدن از مکانی به مکان دیگر فرار می کند. آیا آنها فرار خواهند کرد؟