خط داستانی
زیارا ترخیلویو دختری باهوش هفت ساله است که از برانکس به مریلند با مادرش اراسل گوزمان نقل مکان کرده است چهار سال قبل وقتی با دوستی اش مل بیس صحبت می کند ظاهر خوشحال دارد اما وقتی درباره پدرش صحبت می کند احساس دفاعی و هیجانی می کند پدرش Harold Linares در زندان به مدت ده سال به دلیل داشتن سلاح در زندان است زیارا به نظر می رسد که پرخاشگری اش را به خاطر حبس او به مادرش که «پلیس را تماس گرفته» می گوید و روابط نزدیکی که با پدرش دارد در ذهن او به هم می خورد