خط داستانی
مادر بیگ بوی برای تأمین مخارج زندگی لباسشویی میکند. یک مشتری عصبانی از او پولی بابت لباسهای آسیبدیده میخواهد، اما مادر پولی برای پرداخت ندارد. بیگ بوی تصمیم میگیرد سگ محبوبش را بفروشد و به دنبال کسی میگردد که او را بخرد. چندین ماجراجویی کمدی دنبال میشود که به خرابکاری بیگ بوی و مَت در خانه یک خانواده ثروتمند منجر میشود. در این درگیری، پسر و سگ از هم جدا میشوند و بیگ بوی با اشک به خانه برمیگردد. مادرش او را دلداری میدهد و در باز میشود و مَت نمایان میشود.