خط داستانی
داستان پسری است که برای تبدیل شدن به کمدین با پدر دیوانه اش دوئت کمدی تشکیل می دهد. خانوادۀ آبه کشاورز برنج در نیشیگان است. پسر بزرگ، کازوکی، بیکار است و در خانه والدینش زندگی می کند و هر روز طرح کمدی می نویسد. روزی پدرش یوچی بر اثر سکته در حین تمرین برای مسابقۀ کمدی محلی زمین می خورد. در مواجهه با واقعیت سختِ تبدیل شدن به کمکی خانه برای پدر دچار زوال ذهن، همکارش ماساکازو به او می گوید از کمدی دست می کشد. در کشمکش بین رویا و واقعیت، کودکی و بزرگسالی، تصمیم می گیرد در مسابقه به عنوان دوئت کمدی با پدرش شرکت کند. آیا معجزه ای روی صحنه برای پدری که یادش را از دست داده و پسری که بالاخره تصمیمش را گرفته، رخ می دهد؟