خط داستانی
ویکتور در آخرین سال تحصیل ویولن خود است و قرار است آخرین اجرای تکنوازی خود را ارائه دهد. در طول سالهای دانشجویی، او خانواده و دوستانش را کنار گذاشته تا کاملاً بر علاقه واقعی خود تمرکز کند. اکنون که اولین لحظه سرنوشتساز حرفه آینده حرفهایاش نزدیک میشود، او از نظر عاطفی دچار blockage شده و نمیتواند قطعه خود را خوب بنوازد. ویکتور باید با عزیزانش، کسانی که از او حمایت کرده و در کنارش بودهاند، آشتی کند تا بتواند با خودش به آرامش برسد. او باید به خاطر بیاورد که واقعاً چه کسی است تا تعادل عاطفی مناسبی پیدا کند که به او اجازه دهد موسیقی و زندگی را به شیوهای سالمتر و انسانیتر درک کند و کنسرت را با موفقیت پشت سر بگذارد.