خط داستانی
این درام تلویزیونی زندگی اسقف گلاتی را دنبال می کند. مدیر مهد عبادت متولد ونیزی به مجارستان آمد و به زودی در حلقه های داخلی دربار سلطنتی جای گرفت و به پرنس جوان ایمره مربی شد. گلاتت در سال هزار و سی به وسیله سنت استیفن به پستی اسقف منصوب شد. او کلیسا و صومعه ای را در چسوناد ساخت. پس از مرگ پادشاه، او سعی کرد ارزش های معنوی مجاریان را حفظ کند. در سال هزار و چهارصد و شش او توسط بت پرستان شورشی گرفتار شد و از تپه کلن به دانوب پرتاب شد.