خط داستانی
توماس برای انتقام از همسرش که به او خیانت میکند، برای چند ماه به یک آژانس پسران اسکورت تعلق میگیرد. او حقوق میگیرد تا شبها را با غریبهها بگذراند. با آنها همصحبت شود. به حرفهایشان گوش دهد. آنها را به تئاتر یا شام همراهی کند. ملاقات با ورونیک، یک زن تاجر پنجاه و یک ساله، قرار است زندگی او را برای همیشه دگرگون کند.