خط داستانی
هلنا لیوا با دخترش مارسلکا در یک اسپا است. روزی یک نجاتدهنده او را از غرق شدن نجات میدهد. زن نجاتیافته در آغوش نجاتدهنده به هوش میآید. این حادثه توسط روزنامهها برای تبلیغ یک رسوایی اجتماعی استفاده میشود. آنها گزارشی منتشر میکنند که نجاتدهنده با هلنا در اتاق خوابش دیده شده است. شوهر هلنا، بانکدار فیلیپ لی، نامزد ریاست بانک است. این رسوایی تهدیدی برای حرفهاش است و بنابراین لی بلافاصله تقاضای طلاق میکند. نماینده قانونی او، یان فارلند، نه تنها در دعوی طلاق پیروز میشود بلکه موفق میشود دختر هلنا را از حضانت او بگیرد. یک روز فارلند هلنا را در یک مهمانی اجتماعی ملاقات میکند و متوجه میشود که به او ظلم کرده و عاشق او میشود.