خط داستانی
اَمویارونِه که به نام مرثیهای برای مادر شناخته میشود، مطالعهای رئوفانه دربارهٔ مادر بیوه سومانواتی و رابطهاش با سه فرزند بزرگسالش است. پسر بزرگترش کاساپا راهب جوانی است که زندگی به سبک صومعهای در معبدی منزوی را سپری میکند. هرچند رابطهٔ او با مادر سرد و رسمی به نظر میرسد اما محبت فرطانی خانوادگی را پنهان میکند. دختر پریمالاتا با ازدواج با مردی که خود انتخاب کرده است از خانواده جدا شده است. سلیا، کوچکترین پسر، جوان بیکار است که به دلیل موقعیتهای غیرقابل کنترل به ارتش میپیوندد. با وقوع رویدادهای تراژیک، دنیای سومانواتی به تدریج فرو میپاشد و او به تدریج به دنیایی از انزوا و سکوت کشیده میشود