خط داستانی
رابرتا دختر نه سالهای است که میخواهد آخرین روزهای تابستان را در ساحل با دوستانش بگذراند، در حالی که پدرش، داناتو، او را مجبور میکند تا در خانه بماند و به کارهای خانه کمک کند. فاصله بین این دو به نظر غیرقابل عبور میرسد، اما کشف اینکه داناتو بسیار آسیبپذیرتر از آنچه به نظر میرسد، آنها را به قدردانی از زمانشان با یکدیگر سوق میدهد.