خط داستانی
این فیلم کوتاه یک روز در حیاط ما را مستند میکند و در عین حال به عنوان یک افسانه کوچک آفرینش عمل میکند. فیلم با قطعات کلامی نوشته شده بر روی رهبر آغاز میشود. صدا وجود دارد و رهبر سپس اجازه میدهد که نور باشد. به زودی زندگی حیوانی بر روی زمین ظاهر میشود و پس از آن انسانها – و در یک نقطه، تمدن و فرهنگ به واسطه یک تلویزیون دور انداخته شده ظاهر میشوند. زندگی ادامه مییابد و رویدادهای دیگری رخ میدهد و زمان به طور مداوم به سمت شب پیش میرود. در طول فیلم، ما صداهای رمزآلودی را میشنویم که پیامهایشان نامشخص است و با نزول تاریکی و تسلط تلویزیون، یک صدا از اتر به طور مداوم یک عبارت را تکرار میکند. صدا مبهم است و مانند یک تصویر تست رورشاخ، شما از آنچه که زندگی درونیتان میشنود، برداشت خواهید کرد. من البته دقیقاً میدانم که آن صدا چه میگوید، زیرا من خالق هستم. اما شما به گوشهای خود ایمان خواهید آورد. (هشدار اسپویلر. این به زبان انگلیسی است). این راه جهان است و تا جایی که میدانم، راهی برای فرار از آن وجود ندارد.