خط داستانی
تابستان، پیکاردی، جو، زنی بیستساله که قصد ترک شهر و آغاز زندگی جدید دارد، وقتی کلوتیر و کولاش، دو دوست دوران کودکی/عاشق، به شهر بازمیگردند. سه نفر با هم در ویرانههای شهر کوچک صنعتی میگردند و در کنار هم به یاد گذشتهٔ آرمانشهر خود میافتند.