خط داستانی
گربه سیاه یک چشم دارد — آیا رویا می بیند که تابستان شود و دو چشم داشته باشد؟ مردی بدون صورت در سکون زمستانی از لحاظ سردی بهره می برد. یخی وجود دارد و نور زمستانی. نورگیر شیشه ای رنگ می دهد. ایستگاه های قطار عبوری. شعله و دود از بشکه برخاسته است. قطعاتی از موسیقی. جایی کسی عباراتی از راب راندال تامپسون را از «آللو یا» می خواند. اتفاق بسیاری می افتد، اما خیلی چیزها اتفاق نمی افتد. هوا زمستان است. در نهایت آدم برفی آمدن بهار را اعلام می کند و پیانو پایان نت هایش را می نوازد.