خط داستانی
مادر و دختری به تنهایی زندگی میکنند به جز یک سگ بزرگ سن برنارد. یک روز دختر کوچک میمیرد و هم مادر و هم دوست بازی دختر کوچک، دان، به شدت غمگین به نظر میرسند. بعداً، برای پرداخت اجاره، دان فروخته میشود، اما در خانه جدیدش خوشحال نیست و روز به روز گلهایی را در دهانش به قبر معلم کوچک سابقش میبرد، جایی که در نهایت توسط مادر صاحب سابقش پیدا میشود و دیگر هرگز از هم جدا نمیشوند.