خط داستانی
فرزاد، که در لندن به عنوان یک فراماسون زندگی میکرد، به طرز مرموزی ناپدید میشود. پسر فرزاد، فرامک، به ایران میآید تا بدن پدرش را دفن کند، اما در ایران با جوی عجیب و ناآشنا روبرو میشود. او همچنین متوجه میشود که پدرش همسری داشته که فرامک در ابتدا نمیتواند او را بپذیرد. با این حال، به تدریج فرامک با او ارتباط برقرار میکند و متوجه میشود که او یک بازیگر مشهور سینماست که در زمان حیات پدرش فعال نبوده، اما اکنون فیلمها و عکسهایش دوباره در حال پخش است.