خط داستانی
کاهش نرخ تولد در حال ناپدید کردن یک شهر است. دولت اقدامات فشردهای را در پیش گرفته که تنها روانشناختی نیستند. زنانی که در آینده جمعیتی کشور مشارکت نمیکنند، بهعنوان یک مشکل برای حل شدن دیده میشوند، بنابراین هر سال فراخوانده میشوند تا در یک دفتر دولتی دلیلی برای بچهدار نشدن خود در دوازده ماه گذشته اعلام کنند. در دنیایی خارج از زمان که با هر روز گذشت ما را بیشتر به یاد میآورد، بیانکا و ویتوریا در دو سوی مخالف زمان باروری خود قرار دارند. آشنایی آنها را مجبور میکند در یک لحظه مسیر آینده خود را انتخاب کنند: هر انتخابی به تغییری بنیادین در سرنوشت آنها منجر خواهد شد.