خط داستانی
قسمت سوم از «گشت و گذار» غیررسمی به مقدونیه – که با عروسی مقدونی (1960) آغاز شد و با تاسوس (1961) ادامه یافت – کاستوریا، با مسافر خارجی بر روی اسب که در جستجوی پری در زندگی روزمره مدرن اما نسبتاً بیزمان شهر مقدونی است، یک چرخه کامل از مستندسازی بیتساهل را به پایان میرساند درست زمانی که پرده بر روی دهه 1960 پایین میآید. تاکیس کانیلوپولوس اکنون بهطور قطعی تاریخ را با اسطوره (و نمایندگی آن) عوض کرده است و در اینجا از آن بهعنوان پلی بین گذشته و حال استفاده میکند و در نهایت شهری را اسطورهسازی میکند که از طریق نگاه او، دوباره ویژگیهای نادر یونانی بودن را به دست میآورد، که از ارواح بیزانسی، انفجارهای یونانی باستان، و مواد خاک و آب که بیکشور اما عمیقاً ریشهدار در یونانی که هنوز باید کشف شود، حک شده است.