خط داستانی
فلیکس، مردی در نیمه بیست تا سی سالگی که مثل حیوانی پشمالو زندگی میکند، هنوز با مادرش زندگی میکند. زندگیاش به شکل چشمگیری تغییر میکند هنگامی که به شغل رویاییاش دست مییابد و باید لباس شخصیت پوششی خود را بپوشد. این فرصت به او کمک میکند تا از ستم مادرش فرار کند و با شریک درکی که به یگانگی او احترام میگذارد، زندگی تازهای آغاز کند.