خط داستانی
داستان مردی که معنایی برای زندگی نمییابد. آقای ماکوتو آکای، شخصیت اصلی داستان است که پس از فاجعه زمینلرزه بزرگ شرق ژاپن، از شهر ایشینوماکی به شهرک تویوساتو، شهر همسایه نقل مکان کرد. او همسر و دو فرزندش را در سونامی از دست داد. بنابراین تنها زندگی میکند و روزهایش را بهصورتی غمانگیز سپری میکند. او به دلیل عدم توانایی در فراموشی خانوادهاش، به خودکشی فکر میکند. برنامه روزانه او، گوش دادن به پیام صوتی باقیمانده از همسرش است. روزی، در خیابان با زن جوانی که با پنچر شدن دوچرخهاش مشکل دارد، مواجه میشود.