خط داستانی
اقتباسی از داستان کوتاه «یوزف» اثر اوماکانتا مهاترا که در دهههای ۱۳۴۰ تا ۱۳۶۰ خورشیدی در پایکوههای هیمالیا در هند میگذرد. پدر اوهارا (ویکتور بانرجی)، پزشک مبلغ مذهبی، با کمک سرایدارش مولارام (سودارشان جویال)، کودک یتیم یوزف (هیتش بیشت) را بزرگ میکند. یوزف در نوجوانی برای تحصیل و آموزش فنیحرفهای به دهرادون در اوتاراکند فرستاده میشود. او بهعنوان آشپزی چیرهدست اما علاقهمند به مشروبات الکلی بازمیگردد. این فیلم در گذر زمان، مسیرهای متفاوتی را که پدر اوهارا، یوزف و مولارام در سفرهایشان برای تحقق معنوی از طریق خاطرات، تکلیف و جستوجو میپیمایند و نیز تعامل آنها با دوستان و آشنایان را بررسی میکند. روایت فیلم با صحنهای ایستا، طبیعت فراگیر زمان را منعکس میکند که خود را در رنگهای تمثیلی پیشدستی کرده و تکرار مینماید.