خط داستانی
گروهبان مارکز ننگ داشتن پدری فراری را تحمل میکند. ورود هنگ سرهنگ سانتوس و ظهور یک کولهپشتی قدیمی، خاطرات شبهجزیره کیپ را زنده میکند. مارکز با کشف این حقیقت که پدرش ترور شده، برای انتقامگیری از مرگ پدر و پاک کردن نام او، به سوی کوهستان میشتابد.