خط داستانی
سایرا دختر نوجوانی از اچاندور است که به زندگی بهتری اشتیاق دارد. شانس زندگی او زمانی به چشم میخورد که با پدرش که از او جدا شده است دوباره دیدار میکند، پدری که قصد مهاجرت به مکزیک و سپس ورود به ایالات متحده را دارد. زندگی سایرا با ورود دو عضو گروه مافیایی مکزیکی به قطار همان سمت آمریکا با هم تلاقی میکند.