خط داستانی
پیشنهاد، سنگ است و شواهدِ فیزیکی، پاششی محو شونده که به سمت نامرئی برخورد میکند. هارمونیکهای ترانسیٹیو چیزهایی که در میان هوا لمس میشوند، هوایی که زمان است—نه تقاطع واقعی، بلکه با نتیجهای به اندازه سرنوشت، تحققی ناگهانی، اثر به جا مانده فراتر از الگو، مانند خطی روشن از حقیقت زنده و رهانشده، مانند چیزی که از بینهایی عبور میکند و به آرامی میخزد تا تراکم، صدادارگی، دما را بر جای گذارد. خطوطی که از خطوط عبور میکنند. آنجا نیست. اینجا آنجا. نابیناییهای لکهدار. ژست و اثر، پیشنهادات بصری، عاملان در ذهن و بر ذهن. هرکدام با ارتعاشها، تودهها، نجواها، ضربانها، ذرات و امواج. انگشتی از رنگ که لب زبان را برسد، کارِ حملِ واژگان را مبادله کند، روانیها، مایعات، آتش. نقوش مُوَیر معناها. تنظیمات میکرو در قلب. زمانی که طول میکشد. کمترین چیزی که میتوان گفت این است که گفت The Extravagant Shadows یک اثر بزرگ است. به لحاظ انسانی ضروری، ماجراجویانه و لازم.